کاربر مهمان، خوش آمديد!  ( ورود - عضويت )   امروز 22 اسفند ماه ، 1388
 
منوی اصلی
لینکهای سریع
صفحه اول
مطالب سایت
بخش خبری
امکانات سایت
بخش کاربری
دیگر بخشها

پیغام کوتاه

فقط کاربران عضو سايت ميتوانند پيغام کوتاه ارسال نمايند لطفا وارد سيستم شويد يا اينکه عضو شويد.

مطالب آموزشي ٬ مقاله و گزارش
· آسيب ديدگيهای مفاصل پا و کمکهای اولیه
· ورزشهاي زانو
· عکسبرداری از طبيعت
· رشته های دوچرخه کوهستان
· آسيبهای شايع پا در کوهنوردی
· شصت سال خدمت يك سازمان به صنعت جهانگردي جهان (2006- 1946)
· طبيعت گردي در ايران
· آنچه يك طبيعت گرد بايد بداند
· طناب کوهنوردی
· درباره ما
· پيمايش تفنگ دره
· غار بيمار آب مشهد
· غار كركس سرخس
· غار بتون فردوس
· تخته ها و وسایل تمرین خانگی – 1
· تخته ها و وسایل تمرین خانگی – 2
· چگونه آتش روشن کنیم؟
· جهت یابی
· سرمازدگي
· سرپرستي و هدايت گروه
· چگونگی تشکیل غارها
· آداب و قوانین کوهنوردی
· کتب كوهنوردي - 1
· كتب كوهنوردي - 2
· فهرست كتب كوهنوردي
· اصول گام بردار ي صحيح در كوه
· مار گزيدگي
· يخ زدگي
· شادروان محمد اوراز
· شادروان داود خادم
· شادروان مقبل هنرپژوه

 
پيمايش تفنگ دره
نگارش : وحيد اشرفي



به چاپ رسیده در فصلنامه کوه شماره 38 ( بهار 1384 ) صص 41 الی 43


« بسمه تعالی »

عنوان برنامه : پیمایش تفنگ دره

مکان : حدفاصل روستاهای خرکد و ایدلیک – شمال غربی مشهد – منطقه کلات – رشته کوه هزار مسجد

زمان : 13 الی 15/3/1383

اعضای تیم : جواد اکبری ( سرپرست ) ، جواد کریمپور ، وحید اشرفی ، محمد صالحی ، محسن طاهری ، حاجی قدیر خادم رضا و همسرش ریحانه افشار

 

چهارشنبه 13/3/83

ساعت 30/8 با یک دستگاه مینی بوس از میدان امام حسین به راه می افتیم . نرسیده به آرامگاه خواجه ربیع در سمت چپ بلواری به نام بهمن است که ابتدای راه جاده کلات می باشد . پس از اتمام بلوار و خروج از مشهد و طی نمودن حدود 15 کیلومتر راه به یک سه راهی می رسیم که راه فرعی آن در سمت چپ است و تابلوی بزرگی با عنوان سد کارده ابتدای آن نصب شده است . وارد این جاده فرعی آسفالت که می شویم از کنار مزارع مختلفی عبور می کنیم تا به روستای اندروخ می رسیم . بعد از روستا و پاسگاه انتظامی و در کنار پل بتونی راهی فرعی و خاکی در سمت چپ دیده می شود که به دره اندروخ و یکی از مکانهای سنگنوردی مشهد می رسد . در ادامه راه آسفالت از کنار دریاچه زیبای پشت سد کارده که در سمت چپ است گذشته و به یک پل فلزی می رسیم که رود پر آبی از زیر آن عبور کرده و پس از عبور از میان روستای کارده به دریاچه سد می ریزد . در سمت راست پل و به موازات رودخانه جاده خاکی مناسبی است که از کنار رودخانه و باغهای زیبا و سرسبز به روستای آل می رسد . از پل فلزی گذشته و راه آسفالت را ادامه می دهیم تا به روستای بزرگ مارشک می رسیم . راه آسفالت را که سربالایی است تا آخر آسفالت ادامه می دهیم . در سمت راست یک راه فرعی خاکی به سمت پایین دیده می شود که به روستای بلغور می رسد . راه خاکی سربالا را ادامه داده و از تعدادی پیچ های تند می گذریم تا به بالای گردنه می رسیم . پس از سرازیر شدن از گردنه به روستای خرکد می رسیم که ظاهرا آخرین آبادی است و در پای رشته کوه هزارمسجد واقع شده است . در ورودی روستا به یک مدرسه ابتدایی برمی خوریم که دانش آموزان آن با چشمان رنگی و گونه های قرمز به چهره های ناآشنا ما خیره شده اند ! از کنار مدرسه باید وارد رودخانه ای خشک شویم تا بتوانیم از روستا خارج شویم . عرض رودخانه به اندازه مینی بوس است و اگر از روبرو ماشین دیگری بیاید ، امکان عبور نخواهد داشت . کناره رودخانه دیواره ای خاکی به ارتفاع یک متر است و در سمت چپ و راست خانه ها و باغات روستائیان قرار دارد . بدلیل عبور سیلاب و خرابی راه و قرار گرفتن سنگ های بزرگ در وسط راه ، امکان پیشروی مینی بوس دیگر وجود ندارد . بر سر یک سه راهی مینی بوس دور زده و وسایل را از آن خارج می کنیم . از راننده خوش اخلاق ، صبور ، و خوش خنده مینی بوس خداحافظی کرده و ضمن گرفتن شماره تلفن همراهش از او می خواهیم که ساعت 5 عصر روز جمعه در روستای ایدلیک به دنبالمان بیاید . تعدادی از باغدارها به ما و کوله های بزرگ ، طنابها و ابزار فنی همراهمان می نگرند . مرد میانسالی به نام حاج احمد مینایی حاضر می شود در ازای 8000 تومان ما را با وانت تویوتا لندکروز خودش تا بالای آخرین گردنه نزدیک بایرام قلعه ببرد . سوار وانت می شویم و حاج احمد با سرعت راه خاکی سربالا را طی نموده و گاهی دست اندازها را هم یک درمیان رد می کند ! احساسی مانند آدم دریا زده در یک کشتی طوفان زده و یا یک کابوی سوار بر گاو وحشی را داریم !! قبل از رسیدن به روستای خرکد ، خطالراس هزارمسجد و قله ای سنگی و برجسته با نام بایرام قلعه را از دور می دیدیم که کاملا شکلی متمایز از سایر قلل منطقه داشته و راهنمای خوبی برای جهت یابی است . از کنار یک میدان گاهی سرسبز و چند خانه کوچک گذشته و به بالای گردنه ای سرسبز و پوشیده از گونهای پرگل می رسیم . اکنون بایرام قلعه در سمت راست و نزدیک ما است .

Bayram ghale

ساعت 12 ظهر و ارتفاع 2381 متر و مشخصات گردنه بدین قرار است : 36 درجه و 56 ثانیه و 476 هزارم ثانیه شمالی و 59 درجه و 30 ثانیه و 566 هزارم ثانیه شرقی . حاج احمد معمولا 6 ماه اول سال را در روستای خرکد و 6 ماه دوم را در مشهد زندگی می کند . شماره تلفنش در روستا و مشهد را به ما می دهد تا برای دفعه بعد قبلا برای کرایه وانتش بتوانیم با او هماهنگ کنیم . می گوید که می تواند از مشهد هم ما را با خودروی پیکانش تا روستا بیاورد .

کوله های بزرگ را به دوش کشیده واز راه پاکوبی در سمت راست و از میان گونها بسوی بایرام قلعه بالا می رویم . کم کم به سمت چپ متمایل شده و ضمن عبور از کنار برج سنگی بایرام قلعه به بالای خط الراس هزار مسجد می رسیم . خط الراس را به سمت شمال و شمال غربی ادامه می دهیم در سمت چپ و غرب قله هموار و صاف هزار مسجد خودنمایی می کند . بر روی خط الراس که حرکت می کنیم ، در سمت راستمان شیبی تند و سنگی مانند یک سرسره متشکل از لایه های متعدد و اریب قرار دارد که مستقیم به انتهای دره ای به نام سیستان می رسد که مقصد ما است . این دره بکر و پوشیده از درختان کهنسال و زیبای ارس است . در مسیر خط الراس از کنار یک تیغه سنگی و نوک تیز گذشته و ساعت 30/14 به یک سنگ چین میرسیم که ابتدا و بالای تفنگ دره است . ارتفاع 2567 متر و مختصات نقطه عبارت است از : 36 درجه و 58 ثانیه و 920 هزارم ثانیه شمالی و 59 درجه و 29 ثانیه و 405 هزارم ثانیه شرقی .

on the Hezarmasjed ridge

از کنار سنگ چین یک دیواره کوتاه 6 متری را بصورت دست به سنگ پایین می رویم تا بر روی یک پشته و کنار یک درخت کاج قرار می گیریم . در سمت چپ و راست شیبی تند وجود دارد که ما شیب سمت چپ ( شمال غرب ) را پایین می رویم . مسیر یک شن اسکی تند و طولانی است با سنگ های ریز و درشت روان . در کنار یک درخت ارس توقف نموده و ریگ های کفش ها را خالی می کنیم . در انتهای شن اسکی مسیر به سمت راست می پیچد . کنار چند درخت کاج و ارس یک چشمه کوچک جاری است . بی درنگ بساط نهار و چای را برپا می کنیم ، چون راه درازی در پیش رو داریم . از امروز ظهر تا فردا همین وقت در مسیر از آب خبری نیست و با توجه به اینکه این چشمه کوچک هم دائمی نیست ، باید از ابتدای حرکت برای یک و نیم روز آب با خود داشته باشیم ! اولین اشتباه همنوردان این بود که همه به هوای هم از آب کردن قمقمه های خود از آن چشمه کوچک اجتناب کرده بودند که این مسئله تا ظهر روز بعد که به آب رسیدیم بسیار آزارمان داد چون فقط من یک و نیم لیتر آب از شهر همراهم بود که در بین 7 نفر جیره بندی شد !! بعد از نهار در دره باریک و سنگی به پایین رفتن ادامه دادیم . این فرود و پایین رفتن به مدت 2 روز تنها کارمان خواهد بود ! برخی قسمت ها را بصورت دست به سنگ پایین می آییم و در برخی قسمت ها چنان دره تنگ می شود که کوله هایمان به دیواره دره گیر می کند .

به اولین کارگاه فرود می رسیم و تونیک و طناب و ابزار فنی را از کوله ها خارج می کنیم . از اینجا تا فردا ظهر که به آب و جنگل خواهیم رسید ، یازده آبشار را باید با طناب فرود برویم که همگی خشک و بدون آب است !

چند توضیح : منظور از فرود مفید این است که برخی آبشارها بصورت پله ای است و قسمتی از طول طناب بر روی این پله ها قرار گرفته و از طول فرود کسر می گردد ، لیکن روی هم رفته هیچ کارگاهی به بیشتر از یک طول طناب 50 متری نیاز ندارد . البته ما با یک طناب 9 و یک طناب 11 میلیمتر و بصورت دولا فرود را انجام می دادیم . کلیه فرودها با کوله در پشت و استفاده از گره پروسیک انجام می شد . بدلیل جنس ورقه ورقه ای سنگ ها ، هنگام ایجاد سوراخ با دسته رول ، دائما ورقه ها از رویه سنگ جدا شده و از عمق سوراخ ایجاد شده کاسته می شود ! بهمین دلیل رول کوبی وقت گیر و فرساینده است ، و همچنین نمی توان به رول های کوبیده شده که در طول سال با آب و هوای مرطوب در تماس است زیاد اعتماد نمود ، لذا در کلیه کار گا ها با استفاده از میخ و یا ترای کم شماره ریز ، کارگاه را برای فرود 6 نفر اول تقویت می کردیم و تنها نفر آخر بر روی کارگاه موجود فرود می آمد . منظور از سمت چپ و راست آبشار هنگام ذکر مکان کارگاه ها بصورتی است که از بالای آبشار رو به پایین ( شمال ) قرار گرفته و کف دره ( سیستان ) در مقابل ما قرار می گیرد . چون فاصله کارگاه ها نسبتا کم است ، از این به بعد فقط به ذکر مشخصات کارگاه ها اکتفا می گردد . :

1 – کارگاه اول از دو رول حلقه دار تشکیل شده و حدود 30 متر فرود مفید دارد .

2 – پس از کمی راهپیمایی به کارگاه دوم می رسیم که از دو عدد میخ حلقه دار نامطمئن تشکیل شده و حدود 10 متر طول فرود آن است .

3 – بلافاصله پس از کارگاه قبل ، کارگاه سوم قرار گرفته که از یک رول ، بلوک سنگی ، سیم بکسل و حلقه فرود تشکیل شده است . فرود از دو قسمت عمودی تشکیل شده که بخش اول آن بطول حدود 20 متر و کلاهکی است . بخش دوم نیز حدود 10 متر و بصورت تنوره ای است . مابقی طناب 50 متری نیز در بین این دو بخش که شیبی شن اسکی است قرار می گیرد . انتهای این فرود به دو سکوی پله ای می رسیم که مساحت هر یک حدود 6 متر مربع است و با توجه با فرارسیدن تاریکی باید در اینجا اطراق کنیم . در کنار سکوی یایینی کارگاه چهارم قرار دارد ، در واقع این محل بین دو آبشار خشک قرار گرفته و از امکانات رفاهی کوهستان از قبیل آب و هیزم خشک نیز محروم است . بدلیل داشتن دو محل خواب آنرا سوئیت دو خوابه نامیدیم ! بعد از خوردن شام در شبی مهتابی و زیبا بود که فهمیدیم هیچکدام از بچه ها با خود آب برنداشته اند و تنها من یک لیتر آب داشتم که تصمیم گرفتیم آنرا برای چای صبح نگهداریم . سرپرست برنامه نیمه های شب از تشنگی بیدار شده بود و اصرار داشت که سهم فردا صبحش را آنموقع به او بدهم ، ولی من زیر بار نرفتم و قمقمه آب را در ته کیسه خواب پنهان نمودم !!

 

 

پنجشنبه 14/3/83

 4 – صبح روز بعد با تنها قمقمه آب باقیمانده چای درست کردیم و پس از صرف صبحانه ساعت 7 از کارگاه چهارم که در کنار همان محل شب خوابی بود ، فرود را آغاز کردیم . کارگاه از یک تک میخ بلند حلقه دار در سمت راست آبشار خشک تشکیل شده است که با گذاردن ابزار جانبی مانند میخ یا ترای کم یک فرود پله ای 50 متری را انجام می دهیم .

5 – بلافاصله به کارگاه پنجم می رسیم که از یک سیم بکسل ، حلقه فرود ، میخ سوزنی حلقه دار و بلوک سنگی تشکیل شده است و 45 متر طول فرود آن است .

6 -  کمی جلوتر کارگاه ششم را با استفاده از بلوک سنگی و ترای کم برپا کرده و یک فرود 5 متری را انجام می دهیم .

7 – در روبروی ما و اواسط دره درختان سرسبز ارس را می بینیم که ابتدای شروع مسیر آب است . ساعتی است که آفتاب به سرمان می تابد و بدون آب و با لبانی خشک ثانیه ها را برای رسیدن به آن درختان و چشمه آب بی صبرانه می شماریم . مجددا کمی جلوتر کارگاه هفتم را با استفاده از ترای کم برپا کرده و دو فرود 5 متری را انجام می دهیم .

8 – کمی پایین تر به کارگاه هشتم می رسیم که با استفاده از یک بلوک سنگی فرودی سه مرحله ای مجموعا به طول 45 متر را انجام می دهیم .

9 – پس از کمی پیاده روی به کارگاه نهم می رسیم که با استفاده از یک بلوک سنگی فرودی 10 متری را انجام می دهیم . سرپرست از سئوالهای مکرر و تکراری ما خسته شده است : پس کی به آب می رسیم ؟ چند تا فرود دیگه باید برویم تا به آب برسیم ؟

10 – بعد از حدود 50 قدم کارگاه دهم را با استفاده از یک بلوک سنگی برپا کرده و فرودی 20 متری را انجام می دهیم .

11 -  بعد از حدود 70 قدم کارگاه یازدهم را با استفاده از یک بلوک سنگی برپا کرده و فرودی 10 متری را انجام می دهیم . ساعت 12 ظهر است و چند قدمی با درختان فاصله داریم .  صدای پرخروش آب به گوش می رسد و در زمین سنگ ریزه ای دیوانه وار می دویم و از هم سبقت می گیریم تا پس از 5 ساعت فعالیت ، بدون نوشیدن قطره ای آب ، زودتر از دیگران به آب برسیم . مجال در آوردن لیوان و تعارف به دیگران نیست ، کوله و وسایل را بر زمین گذاشته و با سر توی آب می رویم ، تازه می فهمیم که گوسفند چه لذتی می برد هنگام آب خوردن بدین شکل ! نهار را در بین درختان خشک و سبز و کهنسال ارس صرف می کنیم و نام این محل را جنگل نهارخوران می نامیم که مختصات آن 36 درجه و 58 ثانیه و 813 هزارم ثانیه شمالی و 59 درجه و 29 ثانیه و 706 هزارم ثانیه شرقی به ارتفاع 1780 متر است .

12 -  از اینجا به بعد همه فرود ها و پیاده روی ها در داخل آب است ، آنقدر در آب حرکت خواهیم کرد که باز لحظه ها را برای به پایان رسیدن آب و رسیدن به زمین خشک بی تابانه می شماریم ، انگار نه انگار که هزار بار از خدا برای رسیدن به این آب عاجزانه خواهش کرده بودیم ! کمی پایین تر به اولین آبشار می رسیم . با احتیاط به لبه سمت چپ آبشار رفته و با استفاده از بلوکی بدور تنه یک درخت ارس کوچک فرودی 15 متری را به موازات آبشار و فاصله 3 متری آن انجام می دهیم .

 13- از روی سنگها و داخل آب که حالا رودخانه ای پرخروش است کمی پیشروی می کنیم تا به کارگاه بعدی می رسیم و باید بلوکی بدور تنه درخت ارسی کوچک در سمت راست آبشار میزنیم وفرودی 25 متری را به موازات آبشار انجام می دهیم .

14 – پس از کمی پیشروی با استفاده از بلوک سنگی سمت راست آبشار بعدی فرودی 5 متری را انجام می دهیم .

15 – بلافاصله کارگاه بعدی را در سمت چپ آبشار بعدی و با استفاده از بلوک سنگی و ابزار برپا کرده و فرودی 10 متری را انجام می دهیم .

Tofang Darreh

16 – بلافاصله دو فرود 15 و 5 متری از کارگاه شانزدهم که از دو رول حلقه دار در سمت راست آبشار آشیانه تشکیل شده است . باید از روی لبه ای باریک و لزج که از خزه پوشیده است و در سمت کارگاه قرار دارد با احتیاط و با استفاده از دست چپ و کشیدن بدن به سمت چپ پایین رفت . در صورت بی دقتی به سرعت سر خورده و به زیر آبشار خواهید رفت که به جز خیس شدن سرتاپا و کوله احتمال قفل شدن پروسیک هم وجود خواهد داشت ! این آبشار پله ای است و بعد از فرود 15 متری اول حدود 5 متر داخل آب حرکت می کنید و قبل از رسیدن به فرود 5 متری بر روی سنگی که از آب خارج شده است لانه پرنده ای با دو تخم داخل آن دیده می شود . به همین علت این محل را آبشار آشیانه نامیدیم .

17 –  بلافاصله پس از آبشار آشیانه به آبشار سه مرحله ای 35 متری می رسیم و با استفاده از دو رول حلقه دار سمت چپ آبشار فرود را از داخل آب انجام می دهیم . خیس شدن غیر قابل اجتناب است ! ابتدای فرود تا جایی که ممکن است بصورت پا باز فرود می رویم تا کلاهک آبشار رد کنیم و بعد اجبارا پا ها را باید داخل آبشار قرار داد و تا کمر خیس شد !

18 – کم کم داریم از اینهمه آب بیزار می شویم ! نه به آن خشکی و بی آبی و نه به این خیسی و پر آبی ! راست گفتن که همیشه یابد میانه رو بود و افراط و تفریط هیچکدام خوب نیست !! پس از کمی پیش روی در رودخانه ، قسمتی را دست به سنگ عبور می کنیم و یک فرود 5 متری خوابیده را هم با کمک حمایت دور کمر انجام می دهیم .

Descending ..

19 – بلافاصله به آبشار پرخروش بعدی می رسیم . هوا تاریک شده و چراغ های پیشانی را روشن می کنیم . آبشاری تخت در روبرویمان است که در بالا و وسط آن یک کارگاه سیم بکسل دارای حلقه فرود و بلوک سنگی ایجاد شده است . بخاطر تاریکی هوا به سختی آن را پیدا می کنیم . فرودی 25 متری را باید انجام دهیم . انتهای آبشار دیده نمی شود و تاریکی و خستگی و صدای زیاد آب کمی آبشار را هراسناک کرده است . مخصوصا که در زیر آبشار کمی گود است و آب تا کمر می رسد .

20 – بلافاصله با استفاده از یک بلوک سنگی کارگاه بعدی را ایجاد کرده و فرودی 7 متری را بر روی تخته سنگی صاف و خوابیده انجام می دهیم . ساعت 30/8 شب است و خسته و خیس به یک خشکی در کنار آب می رسیم که با وجود بوته های بزرگ خار و سنگ های ریز و درشت برایمان مانند هتلی جلوه می کند ، هتل خار و آبشار ! با استفاده از تکه چوب های خشک ارس آتشی برپا کرده و به خشک نمودن خود و لباسهایمان می پردازیم . بوته خار بزرگی تمام جا را اشغال کرده ! اگر بتوانیم آنرا از جا در بیاوریم زمین مناسبی برای شب خوابی خواهیم داشت ، ولی نمی دانم حیفمان آمد یا اینکه نا نداشتیم و تصمیم گرفتیم شاخه هایش را با طناب بسته و به طرف دیگر بکشیم ! تنها مشکل وجود سنگی بود که حدود 10 سانتی متر از خاک بیرون زده بود و زیر کمر یکی از بچه ها می افتاد و اذیتش می کرد . یکی گفت کمی خاک بیاوریم و دورش بریزیم تا سر سنگ پوشیده شود ولی دو تا از بچه ها که به کرکری با بقیه افتاده بودند تصمیم گرفتند سنگ را از خاک بیرون بیاورند . حدود 30 تا 40 سانتی متر کندند وبه زیر سنگ نرسیدند ، ولی بخاطر کرکری و علیرغم خستگی به زور اهرم و طناب و ... بالاخره تخته سنگ بزرگ را زا خاک بیرون آوردند . بیم آن می رفت که هر لحظه آب بیرون بزند و این جزیره و هتل کوچکمان به زیر آب برود ! با کلی دردسر کمی خاک گیر آوردیم تا آن چاله را پر کردیم !! به سرعت شام مختصری خورده و به داخل کیسه خواب می خزیم .

 

جمعه 15/3/83

 21 – پس از صرف صبحانه و کمی پیشروی به آبشار بعدی می رسیم و فرودی 10 متری را با استفاده از درخت ارس کوچک سمت راست آبشار انجام می دهیم . محوطه ای باز و پر درخت و بوته در اینجا وجود دارد که قصد داشتیم برای شب مانی شب قبل به اینجا برسیم ولی بدلیل تاریکی هوا و خطر حرکت در داخل آب و سنگ ها که احتمال سرخوردن و پیچ خوردن پا در این شرایط بسیار زیاد است ، از خیر آن گذشته بودیم .

22 – بلافاصله به آخرین آبشار می رسیم که باید فرودی 50 متری و یک سره را از کنار آبشاری زیبا با استفاده از کارگاه سمت راست آبشار انجام دهیم تا به ته دره سیستان برسیم . کارگاه از دو میخ حلقه دار و یک رول حلقه دار و سیم بکسل و حلقه فرود تشکیل شده است . هر یک از رول ها به سمتی کج شده و ظاهری ترسناک دارد ! همانطور که قبلا هم گفتم بدلیل بافت ورقه ای سنگها رول کوبی بسیار سخت و تقریبا غیر ممکن است و در صورت پیدا شدن شکاف ، استفاده از میخ های سوزنی مفیدتر بنظر می رسد . این آبشار را نیز باید با احتیاط و از روی لبه سمت کارگاه فرود رفت تا کلاهک آبشار را رد کرد . در این بخش بی دقتی و سر خوردن ، رفتن به زیر آبشار و خیس شدن سرتاپا را بدنبال خواهد داشت ، هرچند در بخش انتهایی باید پاها را داخل آبشار گذاشته و تا حدود کمر خیس شد .

The last waterfall of

  ساعت 30/8 صبح است و اگر وقت داشتیم تا فردا صبح همانجا می ماندیم و فقط به تماشای این آبشار زیبا و با ابهت می پرداختیم . ولی یک راه پیاده روی طولانی را داخل رودخانه پیش رو داریم و باید تا ساعت 5 عصر به روستای ایدلیک و مینی بوس برسیم . تا اینجا 22 فرود با طناب را در آبشار های خشک و تر و مجموعا به طول 480 متر انجام داده ایم و از بالای دره و خطالراس و ارتفاع 2567 متری به ارتفاع 1000 متری رسیده ایم .

  به سختی و با ناراحتی از آبشار جدا شده و در امتداد رودخانه به راهمان ادامه می دهیم و هر از چند گاهی به عقب برگشته و به مناظر پشت سر می نگریم . آبشار لحظه به لحظه کوچکتر می شود . اکنون در کف دره سیستان هستیم و کل مسیر پیموده شده از بالای خط الراس تا انتهای دره را می توانیم ببینیم . این بخش از دره سیستان دارای خاکی سرخرنگ است و ما از بالای خطالراس که وارد تفنگ دره شده بودیم ، مرتب منتظر رسیدن به اینجا بودیم که به معنای اتمام کار پیمایش تفنگ دره بود . دره سیستان بدلیل صعب العبور بودن مسیر های ورودی آن که اغلب شامل فرود و یا صعود آبشار ها می باشد ، جزو دره های بکر منطقه کلات است . خطر روبرو شدن با مارهای سمی اولین هشداری است که راهنماها به شما خواهند داد !

ساعت 9 به سه راهی یا به عبارتی سه آبی می رسیم که آب دره سیستان وارد دره ایدلیک می شود . برخلاف دره پهن و باز سیستان که دو طرف آن شیبی خوابیده و پوشیده از درختان کهنسال ارس دارد ، دره ایدلیک باریک و دارای دیواره هایی بلند و عمودی است . در فصولی که احتمال سیل باشد ورود به این دره بسیار خطرناک است .

باسرعت در حال حرکت هستیم که ناگهان سرپرست می ایستد و همه به هم برخورد می کنیم ! انگشت جواد به علامی سکوت بر روی لبانش است . با اشاره چوب دستی مرا می گیرد و محکم به زیر سنگ بزرگی که بر روی آن ایستاده است می کوبد .

 سرک می کشیم و مار افعی بزرگی را می بینیم که سرش زیر چوب گیر کرده و پیچ و تاب می خورد ! پس از کمی خوش و بش با مار و گرفتن عکس یادگاری او را رها می کنیم و با ترس و لرز و احتیاط بیشتر به راهمان ادامه می دهیم . این دره و رودخانه را باید حدود 7 ساعت ادامه دهیم تا به روستای ایدلیک برسیم . در مسیر باید دو آبشار کوتاه 10 و 6 متری را فرود برویم که هر دو دارای کارگاه های مناسبی است . ساعت 30/10 اولین آبشار و ساعت 30/12 آبشار دوم را عبور می کنیم . در برخی برنامه ها که مبدا حرکت روستای ایدلیک است ، باید این دو آبشار را صعود کرد که اینکار با استفاده از رکاب ، رول های سمت چپ ، مسیر مشخص سنگنوردی و تنه های بلند و بریده درخت که در کنار آبشار قرار گرفته است انجام می گیرد و البته بسیار وقت گیر است و بهتر است که در چنین برنامه هایی تعداد افراد گروه کم باشد .

پس از آبشار دوم کم کم عرض دره زیاد شده و دیواره های بلند سنگی جای خود را به شیب های خوابیده خاکی و سنگی می دهد . ساعت 30/1 بعد از ظهر در کنار رودخانه و چشمه ای برای صرف نهار و استراحت به مدت یک ساعت توقف می کنیم . ساعت 5 به ایدلیک رسیده و با دیدن شالیزارهای معطر و چراگاه های سرسبز روحی تازه یافته و سرمست می شویم .

مینی بوس منتظر مان است ، بلافاصله تن خسته را به صندلی های خشک و کوچک مینی بوس سپرده و از ایدلیک خارج می شویم . چشم هایمان از پنجره و مناظر زیبای ایدلیک جدا نمی شود . در طول جاده خاکی ایدلیک از کنار روستای سلطان آباد هم می گذریم تا به جاده اصلی و آسفالت برسیم . این جاده بین کلات و درگز قرار گرفته است . ابتدای این جاده خاکی ایدلیک یک پل بزرگ فلزی است که رودخانه ای بزرگ از زیر آن عبور می کند و دوطرف پل و رودخانه پوشیده از شالیزارهای سرسبز برنج است . چند تابلو در ابتدای این جاده خاکی قرار دارد که برای نشانی بکار می رود : تابلوی بانک کشاورزی ، تابلویی با تصویر دو شهید و تابلوی رنگ و رورفته روستایی به نام قاباخ .

از این جا به سمت راست ( شرق ) می رویم و بعد از طی کردن 20 کیلومتر و گذشتن از کنار روستاهای زیبای چرم نو ، چرم کهنه و آبشار قره سو به شهر کلات می رسیم . راه پرپیچ و خمی بطول 170 کیلومتر تا مشهد مانده و بهترین کار و تنها کاری که از ما برمی آید خوابیدن است !!


آلبوم عکسهای پیمایش تفنگ دره توسط اعضای باشگاه کوهنوردی اوج مشهد در سالهای 83 الی87 :


http://www.summitpost.org/object_list.php?parent_id=403085&object_type=3








© کپی رایت توسط : Climbing.ir - كوهنورد (کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به این سایت است.)
برداشت مطالب فقط با اجازه کتبی و ذکر منبع امکان پذیر است .

نوشته شده در تاریخ : 12 آذر ماه ، 1387 (1157 مشاهده)

[ بازگشت ]
صفحه اصلي |  جستجو |  دريافت فايل |  آرشيو اخبار |  تماس با ما

استفاده از مطالب سایت با ذکر نام سایت بلامانع است .

Copyright © 2004-2009 climbing.ir . All rights reserved


Powered By PHP-Nuke & Farsi Project By [MashhadTeam] PHPNuke.ir

www.mashhadteam.ir